فراق حرم....کربلا

چشم میگفت که صحن تو عجب دیدن داشت

لب سخن آمد و گفت خواب تو چه دیدن داشت

شامه ام تربت تان را همه جا بو میکرد

تربتت گفت که خوش بوست و بوییدن داشت

دورت الحق همه اعضای تنم میچرخند

همه گفتند که دل دور تو چرخیدن داشت

.

بی کربلایتان دلم آرامشی ندید

با دوری تو سینه مان سازشی ندید

افزایش فراق شما را چشیده ایم

آزی صعود دیده و کاهشی ندید

.

از حال ما که ندارد خبر کسی

آگاه باش ما دلمان تنگ کربلاست

از این همه شلوغی صحن و سرای تو

تنها دو مهر تربت پاکت نصیب ماست

سرنوشت قاتلان سيد الشهدا و يارانش

سرنوشت قاتلان سيد الشهدا و يارانش
ابن شهر آشوب به سند معتبر روايت كرده است كه حضرت امام حسين عليه السّلام به عمر بن سعد گفت كه به اين شادم بعد از آنكه مرا شهيد خواهى كرد، از گندم عراق بسيارى نخواهى خورد، آن ملعون از روى استهزا گفت كه : اگر گندم نباشد جو نيز خوب است ، پس چنان شد كه حضرت فرموده بود، و امارت رى به او نرسيد، و بر دست مختار كشته شد. ايضا روايت كرده است كه بويهاى خوشى كه از انبار حضرت غارت كردند همه خون شد، و گياهها كه برده بودند همه آتش در آن افتاد.

ادامه نوشته